(بلای فراگیر) متن ادبی در مورد سیگار
حکایت
آورده اند که در سرزمین پارسی، پارسایی شهیر به کار درستی، ودشمن دود و دم و بد مستی، در مجمعی علمی گوش به اهل دانش سپردی که شاید گره از کار بسته وا شود و اسیری ز بندی رها؛ پس جوانی به گدایان شبیه و با ظاهری قبیح قفل لب گشود و، شکوه ها نمود، که عارفا تو بر دانشت عامل ودر خرد کاملی، چه کند آنکه اهل دخان گشت و متضرر زمان،
چه چاره بود مرد معتاد را چه باید کند قاصدک باد را
ترا به سکوت عارفان و خلوت عاشقان سوگند دهم٬ تا به نوگلان پندی و به پای جهلشان بندی زنی؛
بگو برجوانان ایران زمین که صدها خطر هست اندر کمین
جـوانـا؛ نـدارد خـر اعتیاد دم از کره گی خود به من یاد داد
پس همگان گوش شدند و سیل حکمت استاد بر خروش و بفرمود:
نکن رو به سیگار و امثال آن که آهسته خواهد گرفت از تو جان
پس با هر نخش، نخی ز اطلس عمر بر کنی و با هر پُکش پتکی به امارت تن بر زنی، واگر خدای تعالی عمر نوح، و تن چون کوه بهرت مقدّر کرده باشد، آن مکدّر کنی، پس برای تقدیر خدا تدبیری کنیم وپیش از هر شروع تصویری، که این مسلک کار درستان از عهد باستان بوده وهست.
نـده جـــان وتـــــن را بــــه اهــریـمـنـان جوانی کن امّا نه چون ابلهان
چو خواهی به پیری شوی همچو سرو نده تن بـه بیچارگی در جهان
در این وبلاگ اشعار و نوشته هایی رو گذاشتم تا اهل دل وعاشقان خدا وافراد جوییای زیبایی از اون استفاده کنند.